تبلیغات
گروه کتابخوانی هرمس - خطِ پایان
1394/09/13

خطِ پایان

   نوشته شده توسط: سیّد معین پیشنماز    نوع مطلب :2.شب مادر ،کتاب و نقد ،

...اکنون دیگر با دست های ناتوانش مرا گرفت. چشم هایش را بست، و گریست. زیر لب زمزمه کرد: "حتما لازم نیست عشق باشد..."

شب مادر صفحه ی 199

مقدمه

"نوشتن یادداشتی بر شب مادر کار سختی بود، آنقدر سخت که سه روز طول کشید تا تصمیم بگیرم از کجا شروع کنم و از چه بنویسم.کتاب 45 بخش دارد که..."

این ها جملات آغازین یادداشتم بر شب مادر بود هنگامی که برای اولین بار آن را خوانده بودم. خوشبختانه متن اصلی مفقود شده ولی رئوس مطالب در ذهنم مانده است. یادم است به ارتباط زنجیروار فصول اشاره کرده بودم و اینکه زمین گذاشتن کتاب پس از به دست گرفتن آن ممکن نیست و چه و چه... عمده تاکیداتم حول فصل "سن ژرژ و اژدها 1" و ماقبل آن تشبیه ذهن انسان به چرخ دنده2 می گذشت. ولی حالا وضع فرق کرده است. انگار زمانه عوض شده است. گویی سال ها فاصله در میان است، از آنچه بوده ام و آنچه هستم. هر چند، این بار هم نوشتن یادداشتی بر شب مادر کار سختی بود.

میهن دو نفره

"مضمون نمایشنامه عشق متقابل میان من و زنم بود. نمایش رفتار و زندگی یک زوج عاشق را در جهانی که گرفتار جنون شده است تصویر می کرد و نشان می داد چگونه این دو عاشق صرفا با وفادار ماندن به ملتی که از خود آن ها تشکیل شده بود- یعنی ملتی دو نفره- می توانستند جان به سلامت برند.3"

جملات رد و بدل شده میان تماشاچیان در خروجی سالن تئاتر "میهن دونفره" می توانست این ها باشد: "از این عالی تر نمی شد. فوق العاده بود." چهره های زوج های جوان هم، هنگام خروج از سالن دیدنی بود. سرشار از نور امید، نوری که بر تاریکی جنگ، تاریکی ای که هنوز در اعماق چشم هایشان هویدا بود، غلبه می کرد. لبخند زنان دست هم را می فشردند و لحظاتی هر چند کوتاه از بار سنگین جهان بیرون فارغ می شدند. نمایشنامه ی میهن دو نفره در یک کلام، می توانست سمبل همه ی خواسته ها و نهایت همه ی آرزو های مردمان دوران جنگ و چه بسا همه ی دوران ها باشد. ولی افسوس!  همانطورکه "همه ی پایان های خوش مالِ قصه هاس " جمله ی آخر خلاصه ی نمایشنامه به درستی اجرا نشد و میهن دو نفره نه تنها برای میلیون ها نفر در سراسر جهان، که برای نویسنده اش هم به یک تراژدی تلخ بدل گشت. حتی دانستن این واقعیت که نویسنده ی میهن دو نفره، خود، کاراکتر داستان دیگری است ذره ای از تراژدی ماجرا کم نمی کند چون به فرض واقعی نبودن میهن دونفره هوارد و هلگا، هزاران هزار میهن دو نفره در سراسر جهان، نتوانست ضامن جان سالم به در بردنِ عناصر تشکیل دهنده اش شود. اشکال کار از کجاست؟ از میهن دو نفره یا اجتناب ناپذیر بودن عوامل بیرونی؟

اشکال 

اشکال از هر دو است. اجتناب ناپذیر بودن عوامل بیرونی که مشخص است. هر چقدر دو نفر به هم علاقمند باشند و هر چقدر هم به میهن دو نفره اشان پایبند، باز هم ممکن است حمله ی سربازان روس هنگام اجرای نمایش در کریمه، یکی را از دیگری جدا کند و این چنین است که با کمال تاسف میهن دو نفره خیلی زود برای هلگا پایان می پذیرد. اما در مورد هوارد چه طور؟ به طرز معجزه آسایی بار ها از مرگ میگریزد و عوامل اجتناب ناپذیر بیرونی بر روی او بی تاثیر است. همچنان به زندگی در میهن دو نفره که حالا یک نفره و با هاله ای وهمانی از نفر دوم شده است، ادامه می دهد:

"ماده مخدره ی مورد استفاده ی من همان چیزی بود که به کمک آن جنگ را از سر گذرانده بودم ... عشق به هلگا4"

  تا اینجای کار بد نیست. با این که دیگر قوه ی خلاقیتش گرفته شده، حیاتی نسبتا نباتی دارد اما هنوز هم خاطرات گذشته اش اگر دلیلی برای ادامه برایش به وجود نمی آورد، حداقل مانع پایان دادن به کارش می شود.

"وهنگامی که این میهن دو نفری دیگر وجود نداشت من همان کسی شدم که  اکنون هستم، که همیشه خواهم بود، مردی بدون ملیت، مردی بی در کجا.5"

شروع دوستی با کرافت نشانه ی کم سویی از وجود همین علائم حیاتی ضعیف است. اما پیچش اصلی داستان، جایی که میهن دو نفره برای هوارد هم تمام می شود کجاست؟

 

رزی ناس وارد صحنه می شود و از آن خارج می شود

اشتباه مرگبار هوارد وقتی است که رزی را با هلگا اشتباه می گیرد. فرو ریختن میهن دو نفره هوارد-هلگا از همین جا شروع می شود. این اشتباه گرفتن نشان میدهد که ریشه های میهن دو نفره اگر چه در قلب ها استوار بوده، شاخ و برگ هایش در تمعات جسمانی پراکنده شده است. شاخ و برگ هایی که با وزش باد هایی ناشی از تشابهات بصری و تمایلات نفسانی، به سمت و سویی مخالف متمایل می شوند. . همان چیزی که هوارد در انتها به آن میرسد و حداقل دلایل زنده بودنش را از او می گیرد. البته که منتشر شدن خاطرات شخصی اش با هلگا و خیانتکار بودن دوستش هم در تسریع این فرآیند بی تاثیر نیست. فرآیندی که در انتها با وجود امکان آزادی مجددش ، او را به پایان خط زندگی سوق می دهد.

 اما رزی. در این بین تنها اوست که تا آخرین لحظات به میهن دو نفره ی تازه شکل گرفته اش با هوارد، میهنی که سال ها انتظارش را می کشید، پایبند است:

" گفت «تو دیگه اعتقاد نداری عشق تنها چیزیه که ارزش داره آدم به خاطرش زندگی کنه؟ » گفتم «نه» 6"

و اینجاست که میهن دو نفره برای رزی به میهن تک نفره تبدیل می شود ولی او بر خلاف هوارد انتخاب درست تر را انجام می دهد و صحنه را ترک می کند.

ای رمز و راز شیرین هستی

پس اگر عشق تنها چیزی نیست که ارزش دارد آدم به خاطرش زندگی کند ، دلیل ادامه ی زندگی چیست؟ چه چیزی به زندگی ارزش و معنی می دهد؟

 مطلبی که هم اکنون بیان می کنم تفسیر و برداشتی از این کتاب یا هر کتاب دیگری نیست. مسلما اولین و آخرین پاسخ من به این سوال هم نبوده و نخواهد بود چه آن که به تعداد لحظات عمر بشریت از ابتدای تاریخ تا انتهای آن برای این سوال پاسخ وجود دارد. این پاسخ تنها عامل پیوسته سازی است میان افکار گسسته ی اخیرم درکلاس تفسیر نهج البلاغه، پشت چراغ قرمز و هنگام مطالعه ی این کتاب.

و آن این است که به راستی این مرگ است که به زندگی انسان معنی می دهد.

 یک خروج با شکوه از صحنه، چیزی است که می تواند حتی زندگی های کم ارزش را ارزشمند کند. مسلما مرگ رزی و هوارد را نمی توان خروج با شکوه قلمداد کرد چه آنکه خود هوارد هم معترف است:

"...اصولا انسان انتظار داره آدمی مثل من که سال های سال تو کار تئاتر بوده دیگه باید بلد باشه زمان مناسب مرگ قهرمان کی هست... کل نمایش خراب شد چرا؟ ... برای آنکه از عهده بر نیامدم زمان مناسب صحنه ی خودکشی را معیّن کنم.7 "

مرگی نه از جنس مرگ "یک شنبه ی غم انگیز8"، که از جنس « موتوا قبل ان تموتوا9» مرگی از جنس " با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر10" . مرگی همراه با لبخند، لبخندی که نفر اول مسابقه دو هنگام عبور از خط پایان می زند.

 آری برای این چنین پایانی، داستان را باید از نو نوشت.

پی نوشت ها:

1.     فصل 43 کتاب

2.     انتهای فصل 38 کتاب

3.     صفحه46

4.     صفحه 58

5.     صفحه56

6.     صفحه198

7.     صفحه 170

8.     ترانه ای سروده ی لازلو خاور ترانه سرای مجاری، مضمون آن خودکشی پس از مرگ معشوقه است.

9.      حدیثی از حضرت محمد (ص)

10.شعری از فاضل نظری: چشم انتظار حادثه ای ناگهان نباش/ با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر


joma jewellery metrocentre
1397/01/21 11:33 ق.ظ
At all times select the one which is comfortable and that
suits your fashion model. Only then, it will give you the specified look.
Blundering Ben
1397/01/21 07:45 ق.ظ
It gave me another Bugs Bunny flashback.
Joma Jewellery Stockists
1397/01/20 05:30 ب.ظ
About ninety nine% of the time, the above technique ought to
be more than adequate in restoring shine and lustre.
garciniacambogiapremium.net
1397/01/20 01:40 ق.ظ
Have actually been taking little over a month.
Joma Jewellery Stockists
1397/01/20 12:48 ق.ظ
Not surprisingly, a lot of the Indian designer still refers to
this custom, particularly the design of a grand, heavy, and filled with sheen.
joma jewellery necklace
1397/01/16 04:53 ق.ظ
The remains of the baths of Roman Leicester will
be seen on the Jewry Wall and different Roman artifacts are displayed within the Jewry Wall
Museum.
garciniacambogiapremium.net
1397/01/15 01:07 ب.ظ
Have actually been taking little over a month.
garcinia free trial
1397/01/15 09:06 ق.ظ
Have been taking little over a month.
garcinia cambogia free trial reviews
1397/01/14 11:31 ب.ظ
Have actually been taking little over a month.
Robert's Blow Boy
1397/01/13 05:32 ب.ظ
Then naturally we get back to the best possible option to drop some weight
and human body fat- with sound nourishment and workout.
on Bing. Plus my very own personal websites are Yet, though we end the
classes with my brain fried, they are also an incredible pleasure, taking me personally to new
places.
What do you do for Achilles tendonitis?
1396/07/1 10:49 ق.ظ
Hi everyone, it's my first pay a quick visit at this web site, and piece of writing is truly fruitful for me,
keep up posting these types of articles or reviews.
feet problems
1396/06/23 02:12 ب.ظ
My coder is trying to persuade me to move to .net from PHP.

I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on several websites for about a year and
am nervous about switching to another platform.
I have heard very good things about blogengine.net. Is there a way I can transfer all my wordpress posts
into it? Any help would be really appreciated!
Foot Pain
1396/05/8 02:21 ق.ظ
Do you have a spam issue on this blog; I also am a blogger,
and I was curious about your situation;
we have created some nice practices and we are looking to swap strategies
with other folks, why not shoot me an e-mail if interested.
BHW
1396/01/28 01:24 ق.ظ
Awesome post.
BHW
1396/01/25 09:32 ق.ظ
I am really impressed with your writing skills and also with the layout on your
blog. Is this a paid theme or did you customize it yourself?
Anyway keep up the excellent quality writing, it is rare to see a nice blog
like this one nowadays.
manicure
1396/01/14 04:30 ب.ظ
Hello, I think your website could possibly be having
browser compatibility issues. Whenever I look at your website in Safari,
it looks fine however when opening in Internet Explorer, it's got some overlapping issues.
I simply wanted to provide you with a quick heads up!
Aside from that, great site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر