تبلیغات
گروه کتابخوانی هرمس - سقوطِ عصیان‌گر
1394/07/3

سقوطِ عصیان‌گر

   نوشته شده توسط: پریسا گل محمّدی    نوع مطلب :کتاب و نقد ،1.سقوط ،

"... شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارند ..."

از آنجایی که سقوط روایتی فلسفی است، شاید توضیحاتی راجع به نویسنده نیز خالی از لطف نباشد.
عده ای معتقدند سقوط جوابیه ای برای ژان پل سارتر است (خصوصا تشابه نام شخصیت داستان با پدر وی ). بعد از چاپ کتاب "انسان طاغی" و انتقاد های تندی که به آن وارد شد و روابط دوستانه بین کامو و سارتر به کل از بین رفت، کامو پس از پنج سال سکوت، سقوط را منتشر کرد.
همان طور که در دیگر آثار کامو مشاهده می شود، وی در بین افراد معتقد به مکتب اگزیستانسیالیسم جزء نهیلیسم ترین ها بوده است. اما این پوچی نه به معنای منفی آن بلکه به شکلی مثبت وجود داشته که در بخش هایی از "سقوط" نیز به این نکته دامن زده است. دنیا پوچ است و چیزی خارج آن نیست. پس آدم با ایستادگی و "جرعه جرعه نوشیدن " آن باید خود معنایی برایش بیابد.

سقوط از نظر سارتر، مشخص ترین و زیبا ترین اثر کامو است؛ مردی که در خیابان های شهر و کافه ها داستان زندگی خود را با روند خاصی روایت می کند، شخصی که در گذشته وکیلی تراز اول بوده است و حال در پس لایه های وجودش نمی تواند به درستی خود را قضاوت کند و در تنگنا قرار گرفته است، ذهنیتی که در ابتدای داستان از خود می سازد. شخصیتی است که برای خود احترام بسیاری قائل است و از حقانیت خود احساس رضایت می کند.چیزی که با پیش روی کتاب پرده برداری می شود و بعد از مشاهده ی افتادن زنی در رودخانه این تنزل آغاز می شود.

 در روند داستان، شخص افکارش را برای خواننده باز می کند و به نیت متفاوت اعمالش "اعتراف" می کند:
" ... چون بزرگواری ام به حدی نبود که اموالم را با فقیری که واقعا استحقاقش را داشته باشد تقسیم کنم ، آن ها را در اختیار دزدان احتمالی می گذاشتم  به این امید که بی عدالتی را با تصادف جبران کنم ... "
" ... نه از وقاهت نصیب کافی برده ایم و نه از فضیلت. نه نیروی ارتکاب گناه داریم و نه قدرت اجرای ثواب ... "

کامو هرچه در "بیگانه" سکوت کرده است و عقایدش را بسته نگاه داشته، در آخرین اثر داستانی کامل خود خلاف آن عمل می کند. بیگانه روایتی است که کامو قصد قانع کردن و یا تحمیل چیزی به کسی ندارد. اما پرحرفی در این کتاب با هدف محکوم کردن است؛ کتاب از موضوعی واحد صحبت نمی کند و سعی دارد جنبه های گوناگون زندگی را بیان کند و شمایی کلی از شخصیت در ذهن ما شکل بگیرد . تک گویی شگردی است که در نوشتن کل کتاب به کار رفته و بسیار مناسب انتخاب شده . چرا که پرسوناژ، خواننده را مخاطب خود قرار می دهد و اینجاست که صفحه به صفحه با شخصیت کتاب احساس نزدیکی بیشتری می کنیم، افکار و تظاهر کردنش را شبیه خودِ هر روزمان می یابیم و در پایان کتاب متوجه می شویم که  "ژان باتیست کلمانس" تنها خود را زیر سوال نبرده. این خواننده است که به تدریج محکوم می شود و در خود "سقوط" می کند.

"... مردم برای اینکه خود محاکمه نشوند در محاکمه کردن شتاب می کنند. چه توقع دارید؟ طبیعی ترین تصور انسان، اندیشه ای که به سادگی به مخیله اش خطور می کند و گویی از اعماق فطرتش سرچشمه می گیرد، تصور بیگناهی خویش است ... "
" ... آنچه در رفقای خود دوست داریم مرگ تازه است، مرگ سوزناک است، تاثر خودمان و دست آخر وجود خودمان است ... "

کامو را نابغه ای می دانم که با ظرافتی که در انتخاب نام کتاب هایش به کار می برد، روندی که برای نمایش نزول تدریجی شخصیت و همراه شدن خواننده با آن در این کتاب به کار برده (و این که این شخصیت تا چه حد به خود او شباهت داشته)، توجه به جزئیات و حتی انتخاب شهر و نام شخصیت های داستان، تاثیر نوشته هایش را چندین برابر میکند.
این که آیا این شرایط برای تک تک ما صدق می کند یا خیر را نمی دانم. اما شاید کمتر کسی بینمان باشد که به این شناخت برسد، در مقابل نفس خود طغیان کند  و جسارت این را داشته باشد که صادقانه خود را حتی در مقابل خودش به قضاوت بنشاند. 

از ده : هشت 


Why is my Achilles tendon burning?
1396/07/1 09:36 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favorite reason seemed to be on the net the easiest thing to be aware
of. I say to you, I definitely get irked while people consider worries that they plainly do not know about.

You managed to hit the nail upon the top and also defined
out the whole thing without having side-effects , people can take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
How can we increase our height?
1396/06/27 06:53 ب.ظ
Whoa! This blog looks exactly like my old one! It's on a completely different subject but it
has pretty much the same layout and design. Great
choice of colors!
http://jonguglow.weebly.com
1396/05/6 10:04 ب.ظ
Hi, all the time i used to check blog posts here in the
early hours in the daylight, as i love to find out more and more.
BHW
1396/01/28 02:28 ق.ظ
Howdy! This post could not be written any better! Reading through this post reminds me of my old room mate!
He always kept chatting about this. I will forward
this page to him. Fairly certain he will have a good read.

Thank you for sharing!
عین
1394/07/4 11:45 ب.ظ
بررسی تاریخی قضیه جالب بود
جرعه جرعه نوشیدن و معنا دادن به آن هم جالب بود هم بحث انگیز :)
م.ش
1394/07/3 09:41 ب.ظ
خیلی خوب نوشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر